از ذهنت بیرون بیا و زندگی کن Get out of your mind and into your Life
در این کتاب چه میخوانیم؟
ما معمولاً فکر میکنیم مشکل اصلی، وجودِ خودِ درد است: اضطراب، افسردگی، خاطرات تلخ یا وسواسهای فکری. به همین دلیل، تمام توانمان را به کار میگیریم تا این مهمانهای ناخوانده را از ذهنمان بیرون کنیم. اما هیز با پشتوانهی دههها پژوهش بالینی و «نظریهی چارچوب رابطهای» (RFT) نشان میدهد که همین «راهحل»، خودش اصلِ مشکل است. ما ناخواسته در دام «اجتناب تجربی» میافتیم؛ فرایندی که در آن، تلاش برای فرار از درد، بهطرز متناقضی آن را به رنجی پایدار و فلجکننده تبدیل میکند.
اما راهحل چیست؟
این کتاب از شما میخواهد یک قدم به عقب بردارید و اساس بازی را عوض کنید. بهجای اینکه غرق در محتوای افکارتان شوید، یاد میگیرید که خودِ فرایند فکر کردن را تماشا کنید. هیز به ما میآموزد که چطور از افکارمان «گسلش» (Defusion) پیدا کنیم؛ یعنی آنها را نه بهعنوان «حقیقت مطلق»، که صرفاً بهعنوان «کلماتی در ذهن» ببینیم. او با تمرینهایی عجیب اما مؤثر (مثلاً تکرار مداوم یک کلمه تا جایی که معنایش محو شود) نشان میدهد که میتوان قدرت هیجانی افکار را خنثی کرد. سپس، بهکمک مفهوم «خودِ مشاهدهگر»، یاد میگیریم که ما افکارمان نیستیم؛ بلکه ما همچون پهنهی آسمانیم و افکار، تنها ابرهایی هستند که از آن میگذرند.
افق دید و ارزشها:
وقتی دست از جنگیدن با ذهنمان برداریم، انرژی درونی عظیمی در ما آزاد میشود. کتاب در نیمهی دوم خود، سمتوسوی این انرژیِ آزادشده را نشانه میگیرد و آن را به سوی «ارزشهای شخصی» هدایت میکند. قرار نیست ابتدا کاملاً «خوب» و بینقص بشویم تا بعد بتوانیم زندگی کردن را شروع کنیم. ما میتوانیم همین حالا، با وجود همان دردها و ترسها، در مسیر اهدافی که واقعاً برایمان مهم و معنادار هستند (مانند عشق، کار معنادار، خلاقیت و ارتباط با دیگران) قدم برداریم. این اثر، هم فلسفهی عمیق این رویکرد را به شما میآموزد و هم یک کتابِ کارِ تمامعیار است که قدمبهقدم دستتان را در این مسیر میگیرد.
- مشخصات محصول
- نظرات







هنوز نظری ثبت نشده
اولین نفری باشید که نظر میدهید
ثبت نظر